الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
445
الغدير ( فارسى )
سوسكها مردهاند . سلطان احضارش كرد و با اصرار ، سرّ آن را پرسيد ، پاسخ داد : به خدا سوگند ، سرّش آن است كه چون سر مبارك امام حسين را مىآوردند ، من هم حضور داشتم و آن را بر بالاى سر خود حمل كردم . صلاح الدين گفت : آرى ، سرّى عظيمتر از اين چه خواهد بود ؟ او را بخشيد و آزاد كرد . « 1 » شعرانى نيز آورده است : به تحقيق پيوسته كه طلايع بن رزيك ، بعد از آنكه مشهد رأس الحسين را در قاهره بنا كرد و سر مبارك را با هزينهء چهل هزار دينار بدانجا منتقل نمود ، شخصا با تمامى سپاهيانش به خارج از شهر رفت و آن را با سر و پاى برهنه استقبال كرد . اينك سر مبارك داخل برنسى از حرير سبز ، ميان گور بر روى يك كرسى از چوب آبنوس قرار دارد ، و در حدود نيم اردب « 2 » ، عطريات در داخل گور فرش كردهاند . اين اطلاعات به وسيلهء خادم مزار در اختيار من قرار گرفته است . « 3 » همو گويد : اى برادر عزيز ! با نيت خالص به زيارت اين مشهد شريف روان شو ، اگر اهل كشف و شهود نيستى كه بركات اين روضه را دريابى . بدان كه گفتهء قرطبى ، مبنى بر بطلان دفن سر مبارك حسين در مصر ، مربوط به دوران قرطبى است ، زيرا كه رأس مبارك بعد از مرگ قرطبى به وسيلهء طلايع بن رزيك به مصر انتقال يافته است . « 4 » اين تصحيح و توجيه ، نسبت به كلام قرطبى ، گواه بىخبرى شعرانى است از شرح حال قرطبى و طلايع ، چون او نمىدانسته كه اين قرطبى در سال 671 فوت كرده است ، يعنى بعد از وفات طلايع به صد و پانزده سال ، زيرا وفات ملك صالح ، طلايع به سال 556 بوده كه نطفهء قرطبى هنوز منعقد نگشته بود . ضمنا ، مشهد رأس الحسين كه به فرمان طلايع بنيان شد ، در سال 740 ، در آتشسوزى ويران گشت و تاكنون مكرر تجديدبنا شده و به تازگى در كنار آن مسجد
--> ( 1 ) . خطط مقريزى : 2 / 284 . ( 2 ) . پيمانهاى است كه بيست و چهار صاع گنجايش دارد . ( م ) ( 3 ) . مختصر تذكرة القرطبى 121 . ( 4 ) . همان 122 .